ترجمه "skilling" به فارسی
اسکیلینگ, (اسکاندیناوی - سابقا) سکه ی مسی بهترین ترجمه های "skilling" به فارسی هستند.
skilling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of skill. [..]
-
اسکیلینگ
-
(اسکاندیناوی - سابقا) سکه ی مسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skilling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "skilling" با ترجمه به فارسی
-
نیروی کار متخصص
-
کارگر نیمه ماهر
-
(قدیمی) اهمیت داشتن · (مهجور) دانش · اتمام · اجرا · اروین · استادی · اطلاع · انجام · به درد خوردن · توانایی · توانمندی · حصول · دانش · درایت · زبردستی · سررشته · صنعتگری · علم · علوم · فراگیری · فضیلت · فهم · قدرت · مهارت · نیل · هنر · هنرمندی · ورزیدگی · چیره دستی · کمال · ینادراك
-
کار نیمه ماهرانه
-
کارمند مجرب
-
مهارت انسانی
-
نیروی کار ماهر
-
مهارت های انسانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن