ترجمه "skimp" به فارسی
کم دادن, (عامیانه), با بی دقتی انجام دادن بهترین ترجمه های "skimp" به فارسی هستند.
skimp
adjective
verb
noun
دستور زبان
To slight; to do carelessly; to scamp. [..]
-
کم دادن
verb -
(عامیانه)
-
با بی دقتی انجام دادن
-
ترجمه های کمتر
- بخیل بودن
- بدانجام دادن
- خست کردن
- خسیس بازی درآوردن
- رجوع شود به scanty
- فروگذار کردن
- محدود کردن
- مضایقه کردن
- کم خرج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skimp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Skimp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Skimp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Skimp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن