ترجمه "skip" به فارسی
حذف, پرش, خیز بهترین ترجمه های "skip" به فارسی هستند.
skip
verb
noun
دستور زبان
Short for skipper, the master or captain of a ship, or other person in authority. [..]
-
حذف
nounl told you you were next lt skipped me
بهت که گفتم نفر بعدي تو هستي. من فعلا حذف شدم
-
پرش
nounFailed to skip tape ID. Indexing aborted
خرابی در پرش شناسۀ نوار. نمایهگذاری ساقط میشود
-
خیز
verb
-
ترجمه های کمتر
- رفتن
- جهش
- سردسته
- (به سرعت یا ندیده) رد شدن
- (در بولینگ و نعل پرانی و غیره) کاپیتان تیم
- (روی یک پا) ورجستن
- (عامیانه) سفر تند یا کوتاه کردن
- (مثل سنگ مسطحی که برسطح آب بیاندازند) ورجه وورجه کردن
- (مخفف) skipper
- (معمولا با: out of یا off) جیم شدن
- (کلاس یا جلسه و غیره) نرفتن
- از روی طناب پریدن
- از روی یک (یا چند سطر) پریدن
- از روی یک کلاس پریدن
- از قلم اندازی
- جست 2
- جست و خیز کردن
- جهش و واجهش کردن
- جهشی خواندن
- در رفتن
- دو کلاس یک کلاس کردن
- زدن به چاک
- سردستگی کردن
- سرسری خواندن
- طناب بازی کردن (jump rope هم می گویند)
- غایب شدن 0
- فرار کردن
- لی لی 3
- لی لی کردن
- موضع را عوض کردن
- نخوانده رد شدن
- واجهیدن 1
- ورجه وورجه کردن
- پرش کردن
- پرواز کردن
- پریدن و رفتن
- کاپیتانی کردن
- یک سطر در میان (یا چند سطر در میان) کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Skip
proper
A male given name.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Skip" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Skip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "skip"
عباراتی شبیه به "skip" با ترجمه به فارسی
-
فهرست پرشی
-
طناببازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن