ترجمه "skirt" به فارسی

دامن, دامن دوخت, دامنه بهترین ترجمه های "skirt" به فارسی هستند.

skirt verb noun دستور زبان

The part of a dress or robe that hangs below the waist. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دامن

    noun

    clothing [..]

    He ran to her, and clung to her skirts.

    کریستف به سوی مادر دوید و خود را به دامن او انداخت.

  • دامن دوخت

    noun

    clothing [..]

  • دامنه

    noun proper

    the skirts of his coat gathered up under his arms

    دامنه لباسش نیز به سوی آرنجها برگشته

  • ترجمه های کمتر

    • دختر
    • حاشیه
    • بچه
    • خانم
    • دخترک
    • حلقه
    • بانو
    • عروسک
    • شلیته
    • کدبانو
    • حومه
    • جوجه
    • (از پرداختن به کار یا موضوع) خودداری کردن
    • (مانند دامن) دور گرفتن
    • (معمولا جمع)کناره
    • اجتناب کردن
    • احاطه كردن
    • احاطه کردن
    • احتراز کردن
    • از کنارچیزی گذشتن
    • اطراف
    • جا خالی دادن
    • دامن (جدا یا چسبیده به پیراهن)
    • دامن دوختن
    • دامن پالتو یا کت
    • دختر دهقان
    • دور زدن
    • شانه خالی کردن
    • هر چیز دامن مانند: مثلا بخش آویخته ی رومیزی یا رومبلی
    • پارچه ی زیر زین
    • پرهیز کردن
    • پنهان شدن
    • پیزاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skirt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "skirt"

عباراتی شبیه به "skirt" با ترجمه به فارسی

  • (مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
  • ساطور
  • دامن تنگ زنانه (به ویژه آنکه بین 0191 و 4191 مد بود)
  • دامنی
  • (مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
اضافه کردن

ترجمه های "skirt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه