ترجمه "skullcap" به فارسی

عرقچین, عرقچين, اسکوتلاریا بهترین ترجمه های "skullcap" به فارسی هستند.

skullcap noun دستور زبان

a small domed cap that covers from the forehead to just above the back of the neck. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرقچین

    noun

    at right angles to him another man in purple sash and skullcap sat quietly.

    در سمت راستش مرد دیگری با حمایل ارغوانی و عرقچین، خاموش جا گرفته بود.

  • عرقچين

    The top part of the skull.

    but when you wear a skullcap and pray to allah five times a day

    ولي وقتي عرقچين را سرت ميذاري ، و پنج بار در روز نماز ميخوني

  • اسکوتلاریا

  • ترجمه های کمتر

    • فینه
    • قاشقك
    • (گیاه شناسی) نعنای کلاهی (جنس Scutelaria)
    • جنس بشقابی
    • جنس سپرک
    • جنس قاشقک
    • شب کلاه
    • قاشقك (گياه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skullcap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skullcap" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skullcap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه