ترجمه "slanting" به فارسی
اریب, سرازیر, شیبدار بهترین ترجمه های "slanting" به فارسی هستند.
slanting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of slant. [..]
-
اریب
adjectivethe slanting rays of a low sun turning the streams to threads of gold
پرتو اریب خورشید غروب نهرها را به رشتههایی طلایی بدل میکرد
-
سرازیر
Will you design a house with a slanted roof to shed rain and snow?
آیا منزلی با شیروانی طراحی خواهیم کرد تا باران و برف از آن به پایین سرازیر شود؟
-
شیبدار
-
ترجمه های کمتر
- مایل
- مورب
- کج
- یک بر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slanting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "slanting"
عباراتی شبیه به "slanting" با ترجمه به فارسی
-
اریب · اریب حرکت کردن · اریب کردن · اریبی · تحریف · تحریف کردن · دید · دیدگاه · زاویه · سرازیرشدن · سوگیری · سوگیری کردن · شیب · شیب دار · شیب دار شدن · صاف یا هموار نبودن · طرفداری · غرض · قلاب ماهی گیری · مایل · مورب · نظر · نقطه ی نظر · نگرش · کج · کج بودن یا شدن · کج کردن · کجی · یک وری · یک وری شدن · یکسویگی · یکطرفه نشان دادن
-
قافیه ی ناقص · قافیه ی کج (مثلا lid و lad یا wait و made)
-
اریب · مورب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن