ترجمه "sleek" به فارسی
لخت, صاف, نرم بهترین ترجمه های "sleek" به فارسی هستند.
sleek
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
Having an even, smooth surface; smooth; hence, glossy; as, sleek hair. [..]
-
لخت
adjective nounsmooth
-
صاف
adjective -
نرم
adjectivethoughtless young animals, sleek, graceful, high spirited
حیوانات لاقید، آزاد، نرم، صاف، زیبا، خوش انداز و سرخوش،
-
ترجمه های کمتر
- شیک
- لیز
- تروتمیز
- ابریشمی
- لخشنده
- قشنگ
- (تداعی منفی) خوش زبان
- (سطح صیقلی یا گیسو و غیره) نرم و براق
- سروزبان دار
- شیک کردن
- صیقلی کردن
- لیز کردن
- نرم و براق کردن
- پر تصنع
- پر تعارف
- چاق و چله
- چرب و نرم
- یکدست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sleek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sleek" با ترجمه به فارسی
-
براقی · صافی · نرمی
-
ماست مالی کردن
-
یکدست کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن