ترجمه "sleekness" به فارسی
براقی, صافی, نرمی بهترین ترجمه های "sleekness" به فارسی هستند.
sleekness
noun
دستور زبان
In a sleek manner. [..]
-
براقی
A large, sleek rat was lunching up on Trask's leg.
موش بزرگ و براقی از پای ترسک تغذیه میکرد.
-
صافی
-
نرمی
It is a sleek black leather case, with silver words stamped across it, reading Broomstick Servicing Kit.
کیف چرمی سیاه و نرمی بودکه روی آن با حروف نقرهای نوشته بود: ابزار تعمیر و تنظیم دسته جارو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sleekness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sleekness" با ترجمه به فارسی
-
(تداعی منفی) خوش زبان · (سطح صیقلی یا گیسو و غیره) نرم و براق · ابریشمی · تروتمیز · سروزبان دار · شیک · شیک کردن · صاف · صیقلی کردن · قشنگ · لخت · لخشنده · لیز · لیز کردن · نرم · نرم و براق کردن · پر تصنع · پر تعارف · چاق و چله · چرب و نرم · یکدست کردن
-
ماست مالی کردن
-
یکدست کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن