ترجمه "sleepily" به فارسی
خوابکی, با خواب آلودگی, به طور خوابکی بهترین ترجمه های "sleepily" به فارسی هستند.
sleepily
adverb
دستور زبان
In a sleepy manner. [..]
-
خوابکی
-
با خواب آلودگی
I stared at him for a second, blinking sleepily.
برای یه ثانیه بهش خیره شدم، با خواب آلودگی پلک زدم.
-
به طور خوابکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sleepily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن