ترجمه "sleepiness" به فارسی
خواب آلودگی, خوابکی بودن بهترین ترجمه های "sleepiness" به فارسی هستند.
sleepiness
noun
دستور زبان
The property of being sleepy. [..]
-
خواب آلودگی
A great sleepiness came over Frodo; he felt himself sinking fast into a warm and hazy dream.
خواب آلودگی شدیدی به فرودو دست داد؛ احساس کرد به سرعت در رویایی گرم و مبهم فرو میرود.
-
خوابکی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sleepiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sleepiness" با ترجمه به فارسی
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
اسلیپی هالو
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
-
آرام · بی جنب و جوش · بی سرو صدا · خواب آلود · خواب آور · خوابکی · وابسته به خواب · کم فعالیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن