ترجمه "sleepy" به فارسی

آرام, خوابکی, بی جنب و جوش بهترین ترجمه های "sleepy" به فارسی هستند.

sleepy adjective noun دستور زبان

Tired; feeling the need for sleep. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective noun proper

    " the night is lost and sleepy "

    " شب آرام و عجیبیه امشب "

  • خوابکی

  • بی جنب و جوش

  • ترجمه های کمتر

    • بی سرو صدا
    • خواب آلود
    • خواب آور
    • وابسته به خواب
    • کم فعالیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sleepy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sleepy"

عباراتی شبیه به "sleepy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sleepy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه