ترجمه "slenderness" به فارسی
باریکی, کمی بهترین ترجمه های "slenderness" به فارسی هستند.
slenderness
noun
دستور زبان
The property of being slender. [..]
-
باریکی
It was round with a slender vine border carved around the outside edge of the circle.
گرد بود و نخ باریکی هم دورش بسته شده بود.
-
کمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slenderness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slenderness" با ترجمه به فارسی
-
چشمگرد لاغر
-
کوسه راسویی لاغر
-
اندک شدن یا کردن · باریک اندام شدن یا کردن · باریک کردن یا شدن · لاغر کردن
-
اندک · انعطاف پذیر · باریک اندام · بلند وباريك · بی پایه · سست · ضعیف · قلمی · قلیل · لاغر · لاغر اندام · لندوک · مقدار کم یا ناچیز · نازک · نازک و بلند · نرم
-
لیکوی نوکباریک
-
مارماهی پاشلکی باریک
-
آگروپيرون تراكيكولوم · الیموس تراکیکولوس · چمنگندمي باريكاندام
-
طوطیکاکلی سیاه نوککوتاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن