ترجمه "slender" به فارسی
لاغر, نازک, نرم بهترین ترجمه های "slender" به فارسی هستند.
slender
adjective
دستور زبان
Thin; slim. [..]
-
لاغر
adjectiveHer ideal of masculine beauty had always been slender gracefulness.
کمال مطلوب زیبایی مردانه در نظرش همیشه به صورت موجودی لاغر و زیبا جلوه کرده بود.
-
نازک
adjectivehe had enough lucidity to realize that he was attached to this world by a few slender threads
هنوز عقلش میرسید که فقط با چند تا نخ نازک و پوسیده با این جهان پیوند دارد،
-
نرم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- لندوک
- قلمی
- سست
- اندک
- ضعیف
- قلیل
- انعطاف پذیر
- باریک اندام
- بلند وباريك
- بی پایه
- لاغر اندام
- مقدار کم یا ناچیز
- نازک و بلند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slender" با ترجمه به فارسی
-
چشمگرد لاغر
-
کوسه راسویی لاغر
-
اندک شدن یا کردن · باریک اندام شدن یا کردن · باریک کردن یا شدن · لاغر کردن
-
لیکوی نوکباریک
-
مارماهی پاشلکی باریک
-
باریکی · کمی
-
آگروپيرون تراكيكولوم · الیموس تراکیکولوس · چمنگندمي باريكاندام
-
طوطیکاکلی سیاه نوککوتاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن