ترجمه "slipperiness" به فارسی
لغزانی, لیزی, بی ثباتی بهترین ترجمه های "slipperiness" به فارسی هستند.
slipperiness
noun
دستور زبان
(uncountable) The property of being slippery. [..]
-
لغزانی
Over this lip, as over a slippery threshold, we now slide into the mouth.
چنانکه گویی بر آستانه لغزانی قدم برمیداریم، اکنون از بالای این لب به میان دهان میسریم.
-
لیزی
-
بی ثباتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slipperiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slipperiness" با ترجمه به فارسی
-
آبشار یخزده
-
(مهجور) هرزه · بی ثبات · تغییر پذیر · دغلکار · دگرگون پذیر · غیر قابل اعتماد · فرار · فریبکار · لزج · لغزان · لغزنده · لیز · نسود
-
(گیاه شناسی) نارون امریکایی (Ulmus rubra که چوب محکم دارد)
-
لغزندگی جاده
-
(مهجور) هرزه · بی ثبات · تغییر پذیر · دغلکار · دگرگون پذیر · غیر قابل اعتماد · فرار · فریبکار · لزج · لغزان · لغزنده · لیز · نسود
-
(مهجور) هرزه · بی ثبات · تغییر پذیر · دغلکار · دگرگون پذیر · غیر قابل اعتماد · فرار · فریبکار · لزج · لغزان · لغزنده · لیز · نسود
-
(مهجور) هرزه · بی ثبات · تغییر پذیر · دغلکار · دگرگون پذیر · غیر قابل اعتماد · فرار · فریبکار · لزج · لغزان · لغزنده · لیز · نسود
-
(مهجور) هرزه · بی ثبات · تغییر پذیر · دغلکار · دگرگون پذیر · غیر قابل اعتماد · فرار · فریبکار · لزج · لغزان · لغزنده · لیز · نسود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن