ترجمه "slippery" به فارسی
لیز, لغزنده, لغزان بهترین ترجمه های "slippery" به فارسی هستند.
Of a surface, having low friction, often due to being covered in a non-viscous liquid, and therefore hard to grip, hard to stand on without falling, etc. [..]
-
لیز
adjectiveof a surface
this dynamic will lead to a kind of a feedback cycle that puts us on a slippery slope.
اینکه این پویش به نوعی چرخهی بازخورد منتهی میشه که ما را روی یک شیب لیز قرار میده.
-
لغزنده
Here there was a well with the boarding around it dank and slippery even on the brightest days.
آنجا چاهی بود که در آفتابیترین روزهای سال پیرامونش خیس و لغزنده بود.
-
لغزان
His lips moved, praying, as he picked his slippery way across the sticky coals.
از راه لغزان در میان چوبهای سوختهی چسبناک که میگذشت، لبهایش به دعا میجنبید.
-
ترجمه های کمتر
- لزج
- دغلکار
- نسود
- فریبکار
- فرار
- (مهجور) هرزه
- بی ثبات
- تغییر پذیر
- دگرگون پذیر
- غیر قابل اعتماد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slippery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slippery" با ترجمه به فارسی
-
آبشار یخزده
-
بی ثباتی · لغزانی · لیزی
-
(گیاه شناسی) نارون امریکایی (Ulmus rubra که چوب محکم دارد)
-
لغزندگی جاده