ترجمه "slit" به فارسی

شکاف, چاک, شکافتن بهترین ترجمه های "slit" به فارسی هستند.

slit adjective verb noun دستور زبان

A narrow cut or opening; a slot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکاف

    noun

    tossing him up into the air, grey teeth exposed, red eyes narrow slits.

    دندانهای خاکستری رنگش را به او نشان میدهد و چشمهای سرخش را مثل دو شکاف باریک جمع میکند.

  • چاک

    noun

    the whites of his burning eyes bluish in their slightly oblique slits;

    سفیدهٔ چشمان فروزانش که چاک پلکهای آن اندکی مورب بود به رنگ آبیمیزد.

  • شکافتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • رخنه
    • برش
    • روزن
    • کس
    • تیریز
    • چرک
    • دخترک
    • (بریدن و) کندن
    • (دراز و راست) بریدگی
    • (گوش تا گوش یا سرتاسر) بریدن
    • از بیخ بریدن
    • باریکه باریکه کردن
    • به صورت نوار بریدن
    • قطع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slit" با ترجمه به فارسی

  • (ارتش - سنگر کوچک و کم عمق که در زمین کنده شود) سنگر انفرادی · سنگر · سنگر درازکش
  • اهن بری · میخ سازی
اضافه کردن

ترجمه های "slit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه