ترجمه "slitting" به فارسی
اهن بری, میخ سازی بهترین ترجمه های "slitting" به فارسی هستند.
slitting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of slit. [..]
-
اهن بری
-
میخ سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slitting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slitting" با ترجمه به فارسی
-
(بریدن و) کندن · (دراز و راست) بریدگی · (گوش تا گوش یا سرتاسر) بریدن · از بیخ بریدن · باریکه باریکه کردن · برش · به صورت نوار بریدن · تیریز · دخترک · رخنه · روزن · شکاف · شکافتن · قطع کردن · چاک · چرک · کس
-
(ارتش - سنگر کوچک و کم عمق که در زمین کنده شود) سنگر انفرادی · سنگر · سنگر درازکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن