ترجمه "slither" به فارسی
لغزاندن, لخشاندن, لخشش بهترین ترجمه های "slither" به فارسی هستند.
slither
verb
دستور زبان
(intransitive) To slide [..]
-
لغزاندن
-
لخشاندن
-
لخشش
-
ترجمه های کمتر
- لخشیدن
- لولیدن
- سراندن
- لغزیدن
- خزیدن
- (روی شیب ناصاف یا شنی و لغزان) سریدن
- (مانند مار) لول خوردن و جلو رفتن
- حرکت مارپیچ
- مارپیچ حرکت کردن
- پاها را روی زمین کشیدن و راه رفتن
- کشان کشان راه رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slither " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن