ترجمه "slump" به فارسی
افت, کسادی, نزول بهترین ترجمه های "slump" به فارسی هستند.
slump
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To collapse heavily or helplessly. [..]
-
افت
verbpart of the ongoing slump in corporate earnings
قسمتي از افت و تنزل در درآمدهاي شركت هاي خصوصي است
-
کسادی
This was before the war, remember, and before the slumps and before the dole.
منظورم دوران قبل از جنگ است، قبل از کسادی بازار و جیرهبندی.
-
نزول
-
ترجمه های کمتر
- کاهش
- اسلامپ
- (به ویژه ورزشکار یا تیم) دوران شکست پی در پی
- (فعالیت یا قیمت و غیره - ناگهان) کساد شدن
- (ناگهان و محکم) افتادن
- آویخته بودن
- افت کردن
- خمیده بودن
- دوره رخوت
- رکود اقتصادی
- زمین باتلاقی
- شل و ول ایستادن یا راه رفتن
- فرو افتادن
- قوز کردن
- نزول کردن
- کاهش فعالیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slump " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن