ترجمه "smelt" به فارسی

گداخته شدن, تفتن, پالاییدن بهترین ترجمه های "smelt" به فارسی هستند.

smelt verb noun دستور زبان

a family of small anadromous fish common in the North American Great Lakes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گداخته شدن

    verb

    Part of a smelt of 600.

    قسمتي از گداخته شدن 600

  • تفتن

  • پالاییدن

  • ترجمه های کمتر

    • گداختن
    • گدازیدن
    • (به منظور جدا کردن ناخالصی ها از فلز) گداختن
    • (جانور شناسی) ماهی اسملت (انواع ماهی های کوچک و نقره ای فام بومی نواحی سردسیر شمالی - راسته ی Salmoniformes از تیره ی Osmeridae)
    • (فلز را) سره کردن
    • زمان گذشته و اسم مفعول : smell
    • قال کردن
    • قال گیری شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smelt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "smelt"

عباراتی شبیه به "smelt" با ترجمه به فارسی

  • ماهیان اسملت
  • ماهي اسملت درياي عميق · ماهي اسملت نقرهاي · ماهیان سیمین
  • ماهي اسملت شنزي · ماهیان پهلونقرهای
  • شاهسیمینماهی
  • ماهي اسملت درياي عميق · ماهي اسملت نقرهاي · ماهیان سیمین
  • شیشهماهی
  • ماهي اسملت درياي عميق (اقيانوس آرام)
اضافه کردن

ترجمه های "smelt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه