ترجمه "smilingly" به فارسی
تبسم کنان, لبخند زنان بهترین ترجمه های "smilingly" به فارسی هستند.
smilingly
adverb
دستور زبان
In a smiling manner. [..]
-
تبسم کنان
Kochubey shook his head smilingly, as if surprised at Bolkonski's simplicity.
کاچوبی که گویی از سادگی بالکونسکی تعجب کرده است تبسم کنان سر را حرکت داد و گفت:
-
لبخند زنان
She smilingly raised her hand and laid it on his shoulder without looking at him.
کنتس بزوخوا لبخند زنان بیانکه به چهره آجودان بنگرد دستش را بلند کرد و روی شانه او گذاشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smilingly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن