ترجمه "smithy" به فارسی

آهنگر, آهنگری, فلزکار بهترین ترجمه های "smithy" به فارسی هستند.

smithy verb noun دستور زبان

The location where a smith (particularly a blacksmith) works, a forge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهنگر

    noun
  • آهنگری

    noun

    I will repair the boy's smithy at my own expense.

    به خرج خودم آهنگری اون پسر رو تعمیر میکنم

  • فلزکار

  • ترجمه های کمتر

    • چلنگر
    • جعل
    • آهن فروشی
    • آهنگر خانه
    • دکان آهنگری
    • نعل ساز
    • کارگاه آهنگری
    • کوره آهنگری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smithy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Smithy proper

A nickname of the surname Smith.

+ اضافه کردن

"Smithy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Smithy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "smithy"

عباراتی شبیه به "smithy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "smithy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه