ترجمه "smitten" به فارسی

آسان, احمقانه, اسم مفعول فعل : smite بهترین ترجمه های "smitten" به فارسی هستند.

smitten adjective verb دستور زبان

Made irrationally enthusiastic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسان

    adjective
  • احمقانه

    adjective
  • اسم مفعول فعل : smite

  • ترجمه های کمتر

    • در حال اعتصاب
    • شيفت
    • شکسته، مصدوم کوفته ،کوفته شده .صدمه دیده . صدمه خورده . زخم خورده . ضرب دیده . ضربت دیده . آزرده
    • عاشق
    • محنت زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smitten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "smitten"

اضافه کردن

ترجمه های "smitten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه