ترجمه "smother" به فارسی
اختلاط, (به سرعت و کاملا) شکست دادن, (مجازی) دلگیر بودن بهترین ترجمه های "smother" به فارسی هستند.
smother
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To extinguish or deaden, as fire, by covering, overlaying, or otherwise excluding the air: as, to smother a fire with ashes. [..]
-
اختلاط
noun -
(به سرعت و کاملا) شکست دادن
-
(مجازی) دلگیر بودن
-
ترجمه های کمتر
- (کاملا) پوشاندن
- از هوا محروم کردن
- خفه کردن
- درهم ریختگی
- دچار اختناق کردن
- دچار خفقان کردن
- دچار نفس تنگی کردن
- رجوع شود به smolder
- سرکوب کردن
- منکوب کردن
- پنهان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smother " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "smother" با ترجمه به فارسی
-
موقوف
-
نیم خبه، نیم خفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن