ترجمه "smuggling" به فارسی

قاچاق, سودای قاچاق بهترین ترجمه های "smuggling" به فارسی هستند.

smuggling noun verb دستور زبان

Present participle of smuggle . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاچاق

    illegal movement of goods or people

    His cousin owned a fuel truck and had smuggled people with it a couple of times.

    پسر عمویش یک تانکر نفت کش داشت و یکی دوبار آدم قاچاق کرده بود.

  • سودای قاچاق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smuggling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "smuggling" با ترجمه به فارسی

  • (قاچاقی) رد کردن · رساندن · قاچاق کردن · گریزه آوردن (یابردن)
  • قاچاق · کالای قاچاق
اضافه کردن

ترجمه های "smuggling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه