ترجمه "smut" به فارسی
دوده, لک, سبو بهترین ترجمه های "smut" به فارسی هستند.
smut
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) Soot. [..]
-
دوده
noun -
لک
-
سبو
noun
-
ترجمه های کمتر
- قبیح
- مستهجن
- پلیدی
- لکه
- (آفت کشاورزی) سیاهک
- (نوشته یا عکس یا سخن و غیره) هرزه
- (گیاه) زنگ زدن
- اصطلاح عوامانه
- حرکین کردن یا شدن
- دوده بخاری
- زنگ سیاه
- سیاهک گرفتن
- شرم آور
- لک کردن
- نقطه ی چرکین
- ننگ آور
- هر ماده ی سیاه و دوده مانند
- کثیف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "smut" با ترجمه به فارسی
-
سیاهکها · سیاهکها (بیماری)
-
(کشاورزی) سیاهک آشکار · بیماری زنگ گندم · زنگ گندم (و دیگر گیاهان مشابه آن)
-
رجوع شود به bunt
-
اوستيلاژينالها · اوستیلاژینالز · تيلهتيالز · قارچهاي سياهك · گرافيولالز
-
(کشاورزی) سیاهک ذرت (آفتی که توسط قارچی به نام Ustilago maydis ایجاد می شود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن