ترجمه "snack" به فارسی
لهنه, ناشتاشکن, گزک بهترین ترجمه های "snack" به فارسی هستند.
snack
verb
noun
دستور زبان
A light meal. [..]
-
لهنه
-
ناشتاشکن
-
گزک
-
ترجمه های کمتر
- حصه
- تطبیق
- سهم
- نصیب
- مقابله
- مقایسه
- قسمت
- بخش
- خوراک سبک
- خوراک سبک خوردن
- خوراک سرپایی
- خوراک مختصر
- خوراک کوچک (مانند چاشت یا عصرانه یا لقمه ی پیش از خواب)
- شب چره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "snack"
عباراتی شبیه به "snack" با ترجمه به فارسی
-
بیسترو · رستوران · ساندویچ فروشی
-
خوراكيهاي مختصر · غذاهای سرپایی
-
خوراكيهاي مختصر · غذاهای سرپایی
-
اسنک
-
اسنک
-
خوراكيهاي مختصر · غذاهای سرپایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن