ترجمه "snail" به فارسی

حلزون, بطی, کندرو بهترین ترجمه های "snail" به فارسی هستند.

snail verb noun دستور زبان

Any of very many animals (either hermaphroditic or nonhermaphroditic), of the class Gastropoda, having a coiled shell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلزون

    noun

    any animal of the class Gastropoda having a shell [..]

    And I think this is supposed to be a snail.

    و فکر میکنم این قرار بوده یک حلزون باشد.

  • بطی

  • کندرو

  • ترجمه های کمتر

    • لیسک
    • کندکار
    • (انسان یا حیوان) تنبل
    • (انواع شکم پایان آبزی یا خاکزی دارای سختپوست مارپیچ) حلزون
    • کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "snail"

عباراتی شبیه به "snail" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "snail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه