ترجمه "snarl" به فارسی
گره, غرش, غریدن بهترین ترجمه های "snarl" به فارسی هستند.
snarl
verb
noun
دستور زبان
A knot or complication of hair, thread, or the like, difficult to disentangle; entanglement; hence, intricate complication; embarrassing difficulty. [..]
-
گره
nounShe fell on the seat of her denim shorts and stared up at him, lips pulled back in a snarl.
دخترک با باسن به زمین خورد و به او خیره شد. لبهایش به هم گره خورده بود.
-
غرش
nounThe feral snarl, coming from my own mouth, was so unexpected that it brought me up short.
غرش حیوان واری روی لبهای خودم آمد، به قدری غیر منتظره بود که مرا به خود آورد.
-
غریدن
-
ترجمه های کمتر
- راهبندان
- ژولیدن
- گوراندن
- گوریدگی
- خرخر
- نابسامانی
- خروشیدن
- هذیان
- خروش
- پرخاش
- گرفتگی
- تله
- آشفتگی
- (روی ورق فلزی) برجسته کاری کردن
- (سگ یا خرس و غیره - با دندان های نمایان به نشان خشم یا تعرض) خرخر کردن
- (مو یا ریسمان و غیره) گوریدن
- انسداد (ترافیک)
- با خشم یا تهدید حرف زدن
- بند آوردن
- خروشان گفتن
- خشمگین ساختن
- درهم و برهم کردن یا شدن
- درهم گره خوردن
- دندان قروچه
- دهان غره
- راهبندان کردن یا شدن
- سخن خشم آمیز یا تهدید آمیز
- غرغر کردن
- نابسامان کردن
- نیش نشان دادن
- نیش نمایی
- هرج و مرج
- پریشان کردن یا شدن
- پیچ وخم
- ژولیده شدن یا کردن
- گوریده شدن یا کردن
- گیر انداختن
- گیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snarl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "snarl"
عباراتی شبیه به "snarl" با ترجمه به فارسی
-
گرفتار دام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن