ترجمه "snarly" به فارسی
گوریده, خروشان, نابسامان بهترین ترجمه های "snarly" به فارسی هستند.
snarly
adjective
دستور زبان
Given to snarling or growling. [..]
-
گوریده
-
خروشان
-
نابسامان
-
ترجمه های کمتر
- بد عنق
- درهم و برهم
- کج خلق
- گرفتار دام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snarly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن