ترجمه "snatchy" به فارسی

منقطع, ناپیوسته, بریده بریده بهترین ترجمه های "snatchy" به فارسی هستند.

snatchy adjective دستور زبان

In snatches or glimpses. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقطع

  • ناپیوسته

  • بریده بریده

  • ترجمه های کمتر

    • جسته و گریخته
    • گره گره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snatchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "snatchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه