ترجمه "sneak" به فارسی
نامرد, دزدکی, دزدانه بهترین ترجمه های "sneak" به فارسی هستند.
sneak
adjective
verb
noun
دستور زبان
A mean, sneaking fellow. [..]
-
نامرد
noun -
دزدکی
They were going to sneak into his house without a warrant or anything and poke around.
آنها بدون حکم، دزدکی میخواستند او شوند و همه چیز را بازرسی کنند وارد خانه.
-
دزدانه
They would come in crowds and fill themselves with a fine dinner, and then sneak off.
آنها وارد جمعیت میشدند و با غذای لذیذ شکمی از عزا درمیآوردند و آنگاه دزدانه درمیرفتند.
-
ترجمه های کمتر
- خبرچین
- بایکار
- ناغافل
- نهانکار
- استتاری
- ربودن
- (انگلیس - خودمانی) خبر کشی کردن
- (به ویژه به معلم) گزارش دادن
- (عامیانه) دزدیدن
- آدم آب زیرکاه
- اهل اعمال دزدانه
- بلند کردن
- بی مقدمه
- جیم شدن
- حیله گر
- دزدانه آمدن یا رفتن
- دزدانه عملی را انجام دادن
- دزدکی حرکت کردن
- رجوع شود به sneaker
- رشد پیدا کردن
- پاورچین پاورچین
- چغلی کردن
- کش رفتن
- یواشکی آمدن یا رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sneak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sneak" با ترجمه به فارسی
-
سوظن فزاینده · سوظن نهانی یا ابراز نشده
-
(امریکا) دزد نهانکار (در برابر دزد مسلح که با خشونت عمل می کند) · دزد روباه صفت · دله دزد
-
تک پا · خائنانه · درونی · دزدانه · محرمانه · مخفیانه · نامردانه · نهانکارانه · پاورچین · پنهانی
-
(امریکا) نشاندن فیلم تازه بدون اطلاع قبلی (برای سنجش میزان علاقه ی تماشاچیان و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن