ترجمه "sneer" به فارسی
پوزخند, نیشخند, خنده بهترین ترجمه های "sneer" به فارسی هستند.
sneer
verb
noun
دستور زبان
To raise a corner of the upper lip slightly, especially in scorn [..]
-
پوزخند
nounI sneer. They frightened me once not any longer.
پوزخند میزنم: اونها یه بار منو ترسوندن — دی گه نمی تونن.
-
نیشخند
nounI scream as Cadaver shuffles backwards, sneering at me.
کاداور لخ لخ کنان خود را عقب میکشد و با نیشخند نگاهم میکند.
-
خنده
nounHad he only come here to be sneered at by his cousin, pushed aside
فقط واسه این اومدم اینجا که پسر عموم به ریشم به خنده،
-
ترجمه های کمتر
- ریشخند
- زهرخند
- خریش
- با تحقیر انجام دادن
- با تمسخر یا تحقیر نگاه کردن (به)
- با دیده ی حقارت نگریستن
- زهرخند زدن
- نگاه چپ
- نیشخند زدن
- پوزخند زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sneer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sneer"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن