ترجمه "sneeze" به فارسی

عطسه, اشنوسه, عطسه کردن بهترین ترجمه های "sneeze" به فارسی هستند.

sneeze verb noun دستور زبان

To expel air as a reflex induced by an irritation in the nose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    verb noun

    act of sneezing [..]

    If you were planning on sneezing, you should have brought your own.

    اگه می خواستی عطسه بکنی ، باید برای خودت می آوردی.

  • اشنوسه

    noun

    act of sneezing

  • عطسه کردن

    verb

    expel air as a reflex

    The aged looking little face suddenly puckered up still more and the baby sneezed.

    صورت کوچکی که شبیه چهره پیرمردی بود، درهمتر شد و نوزاد عطسه کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • شنوشه
    • اشنوسیدن
    • خفیدن
    • زمزمیدن
    • شنوسه
    • صدای عطسه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sneeze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sneeze" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sneeze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه