ترجمه "sniffle" به فارسی

فن فن, فین, (با صدای بلند) فن فن کردن بهترین ترجمه های "sniffle" به فارسی هستند.

sniffle verb noun دستور زبان

The act, or the sound of sniffling; the condition of having a runny or wet nose, as from a cold or allergies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن فن

    noun
  • فین

    noun

    You've got the sniffles, old lady, said Gavroche.

    گاو روش گفت: ننه پوسیده من! خیلی فین فین میکنی!

  • (با صدای بلند) فن فن کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه هنگام گریه یا زکام) آب بینی بالا کشیدن
    • آب بینی بالاکشی
    • عن دماغ بالاکشی
    • چاق شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sniffle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sniffle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه