ترجمه "snips" به فارسی

قیچی, قیچی اهن بری بهترین ترجمه های "snips" به فارسی هستند.

snips verb noun

Plural form of snip. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیچی

    noun

    He watched her snip, shape, as one watches a bird hop,

    تمایشایش میکرد که قیچی کند شکل میدهد مثل وقتی که آدم جست زدن پرندهای را تماشا میکند.

  • قیچی اهن بری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snips " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "snips" با ترجمه به فارسی

  • ته سیگار
  • (با قیچی و غیره) زدن · (با قیچی و غیره) چاک دادن · (جمع) قیچی حلبی بری · (عامیانه) فسقلی · (پارچه) سرقیچی · آراستن · باریکه · برش · بریدن · بچه ی پررو · ته سیگار · تکه · دردناک بودن · سرشاخه زدن · شکاف دادن · صدای چاک دادن · قطعه · نواره · هرس کردن · چیدن · گازگرفتن
  • دردناک بودن · گازگرفتن
  • (با قیچی و غیره) زدن · (با قیچی و غیره) چاک دادن · (جمع) قیچی حلبی بری · (عامیانه) فسقلی · (پارچه) سرقیچی · آراستن · باریکه · برش · بریدن · بچه ی پررو · ته سیگار · تکه · دردناک بودن · سرشاخه زدن · شکاف دادن · صدای چاک دادن · قطعه · نواره · هرس کردن · چیدن · گازگرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "snips" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه