ترجمه "snout" به فارسی

پوزه, پوز, نس بهترین ترجمه های "snout" به فارسی هستند.

snout verb noun دستور زبان

The long, projecting nose, mouth and jaw of a beast, as of pigs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوزه

    noun

    long, projecting nose, mouth, and jaw of a beast [..]

    Dreadnoughtus was 85 feet from snout to tail.

    طول دردناتوس از پوزه تا دم ۲۵ متر و ۹۰۰ سانتی متر بوده است.

  • پوز

    noun

    nose of a man (in contempt) [..]

  • نس

    long, projecting nose, mouth, and jaw of a beast [..]

  • ترجمه های کمتر

    • بینی
    • دهان
    • دماغ
    • زفر
    • پوزچه
    • منقار
    • (انسان) دک و پوز
    • (حشرات) زایده ی منقار مانند
    • (حیوان)
    • (عامیانه) بینی (به ویژه اگر گنده باشد)
    • (قدیمی) خرطوم
    • حفره بيني
    • خرطوم فیل
    • رجوع شود به rostrum
    • سوراخهای بيني
    • نوک واره
    • پرههاي بيني
    • پوزه مانند (مثلا سر شیلنگ یا لوله ی تپانچه)
    • کرسی خطابه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "snout"

عباراتی شبیه به "snout" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "snout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه