ترجمه "snow-blind" به فارسی

برف کور, (کسی که در اثر بودن در برف بینایی خود را موقتا از دست داده) برف کور بهترین ترجمه های "snow-blind" به فارسی هستند.

snow-blind adjective verb

Affected by snow blindness; temporarily blinded by light reflected off snow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برف کور

    adjective

    blinded by abundance of reflected light

  • (کسی که در اثر بودن در برف بینایی خود را موقتا از دست داده) برف کور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snow-blind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "snow-blind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه