ترجمه "snowbird" به فارسی
(امریکا - خودمانی) معتاد به هروئین یا کوکائین, (امریکا- عامیانه) اهل شمال که زمستان ها به جنوب سفر می کند, (جانور شناسی) مرغ برف (نوعی سهره ی امریکای شمالی : Junco hyemalis) بهترین ترجمه های "snowbird" به فارسی هستند.
snowbird
noun
دستور زبان
A bird seen primarily in the winter time. [..]
-
(امریکا - خودمانی) معتاد به هروئین یا کوکائین
-
(امریکا- عامیانه) اهل شمال که زمستان ها به جنوب سفر می کند
-
(جانور شناسی) مرغ برف (نوعی سهره ی امریکای شمالی : Junco hyemalis)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snowbird " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Snowbird
Snowbird (comics)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Snowbird" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Snowbird در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن