ترجمه "snowboard" به فارسی
اسنوبرد, برف تخته، تخته برف سر، تخته برف سرش بهترین ترجمه های "snowboard" به فارسی هستند.
snowboard
verb
noun
دستور زبان
a board, somewhat like a broad ski, or a very long skateboard with no wheels, used in the sport of snowboarding. [..]
-
اسنوبرد
winter sport equipment
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snowboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Snowboard
-
برف تخته، تخته برف سر، تخته برف سرش
تصاویر با "snowboard"
عباراتی شبیه به "snowboard" با ترجمه به فارسی
-
اسنوبردسوار
-
اسنوبرد سواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن