ترجمه "snowdrift" به فارسی
برف باد آورد ترجمه "snowdrift" به فارسی است.
snowdrift
noun
دستور زبان
A bank of snow accumulated by the wind. [..]
-
برف باد آورد
frozen ice snowdrifts that could be hip-deep.
برف باد آورد و منجمد شده که می تواند عمیق نیز باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snowdrift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "snowdrift"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن