ترجمه "snowman" به فارسی

آدم برفی, آدمبرفی, آدم برفی (که معمولا بچه ها درست می کنند) بهترین ترجمه های "snowman" به فارسی هستند.

snowman noun دستور زبان

A humanoid figure made with large snowballs stacked on each other. Human traits like a face and arms may be fashioned with sticks (arms), a carrot (nose), and stones or coal (eyes, mouth). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم برفی

    noun

    figure made of snow

    I have 12 songs about my mother's suicide and one about a snowman.

    دوازده تا آهنگ جدید در مورد خودكشی مادرم ساختم و یه دونه هم در مورد آدم برفی

  • آدمبرفی

    figure sculpted from snow

  • آدم برفی (که معمولا بچه ها درست می کنند)

  • آدمک برفی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snowman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Snowman
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یتی

تصاویر با "snowman"

عباراتی شبیه به "snowman" با ترجمه به فارسی

  • (طبق روایات اثبات نشده) موجود آدم نما و پشمالویی که در کوه های هیمالیا زندگی می کند
اضافه کردن

ترجمه های "snowman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه