ترجمه "snuffle" به فارسی
فین, (باصدا یا با اشکال) نفس کشیدن, (نادر) ناله کردن بهترین ترجمه های "snuffle" به فارسی هستند.
snuffle
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to sniff with the nose loudly and audibly [..]
-
فین
nounThe king says, timid, and still a snuffling:
ولیعهد همانطور که فین فین میکرد با ترس و لرز گفت:
-
(باصدا یا با اشکال) نفس کشیدن
-
(نادر) ناله کردن
-
ترجمه های کمتر
- آوای خیشومی
- تودماغی حرف زدن (یا آواز خواندن)
- خس خس
- خس خس کنان گفتن
- صدای تودماغی
- فن فن
- لح لح
- لح لح زدن (مانند سگ در گرما) (رجوع شود به sniff)
- لح لح زنان بیان کردن
- نفس نفس
- چاق شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snuffle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن