ترجمه "snug" به فارسی

راحت, گرم, دنج بهترین ترجمه های "snug" به فارسی هستند.

snug adjective verb noun دستور زبان

(UK) small, comfortable back room in a pub [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راحت

    adjective

    here I was in a snug little bolt hole

    من در یک سوراخ کوچک راحت بودم

  • گرم

    adjective noun

    You'd be surprised how snug I can make it in here.

    اگر بدانی چه قدر گرم و نرم و راحت است.

  • دنج

    adjective

    under the long flung shadow, and the snug patronising lee of churches.

    آن هم زیر سایه بلند دیوار پشتیبان و دنج کلیساها.

  • ترجمه های کمتر

    • غنودن
    • مخفی
    • پنهان
    • کافی
    • (انگلیس) رجوع شود به snuggery
    • (جامه) چسبان
    • (عامیانه - درآمد) بسنده
    • (محلی) رجوع شود به snuggle
    • (کشتی) محکم و خوش ساخت
    • آماده ی سفر
    • جای دنج
    • جمع و جور و راحت
    • جمع و جور کردن
    • حفظ کردن
    • قایم شده
    • لانه کبوتر
    • کمی تنگ
    • گرم و نرم
    • گرم و نرم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " snug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "snug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه