ترجمه "soapy" به فارسی
صابونی, روان, (خودمانی) چرب و نرم بهترین ترجمه های "soapy" به فارسی هستند.
soapy
adjective
دستور زبان
resembling soap [..]
-
صابونی
It's a rotten thing to have a soapy neck.
احساس ناخوشایندی است که گردن آدم صابونی باشد،
-
روان
adjective noun proper -
(خودمانی) چرب و نرم
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) وابسته به نمایشات پر تصنع وباور نکردنی (در رادیو و تلویزیون)
- حباب دار
- صابون دار
- صابون مانند
- پوشیده از کف صابون
- کف دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soapy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن