ترجمه "soaring" به فارسی
بلند, بلند پرواز بهترین ترجمه های "soaring" به فارسی هستند.
soaring
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of soar. Mounting on the wing; rising aloft; towering in thought or mind. [..]
-
بلند
adjectiveinto the dim stone lace arches one unearthly boys voice soared
در فضای تیرهی طاقهای بلند و پرنقش نگار نغمهی آسمانی پسرکی طنینانداز شد،
-
بلند پرواز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soaring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soaring" با ترجمه به فارسی
-
(بدون استفاده از موتور یا بال زدن) در هوا لغزیدن · (بسیار) زیاد شدن · (در ارتفاع بالا) پرواز کردن · (در هوا) اوج گرفتن · (شعر قدیم) اوج گرفتن و نایل شدن · (قیمت یا شهرت و غیره) بالا گرفتن · ارتفاع اوج · افزایش شدید یافتن · اوجگیری · بالارفتن · بلند بودن · زوم · سربه فلک کشیدن · فرازش · فرازیدن · میزان اوج · وزوز · چرخ زدن
-
نوئمانتونآنسوآ
-
(بدون استفاده از موتور یا بال زدن) در هوا لغزیدن · (بسیار) زیاد شدن · (در ارتفاع بالا) پرواز کردن · (در هوا) اوج گرفتن · (شعر قدیم) اوج گرفتن و نایل شدن · (قیمت یا شهرت و غیره) بالا گرفتن · ارتفاع اوج · افزایش شدید یافتن · اوجگیری · بالارفتن · بلند بودن · زوم · سربه فلک کشیدن · فرازش · فرازیدن · میزان اوج · وزوز · چرخ زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن