ترجمه "sober" به فارسی

موقر, هوشیار, جدی بهترین ترجمه های "sober" به فارسی هستند.

sober adjective verb دستور زبان

(often with up) To overcome or lose a state of intoxication. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقر

  • هوشیار

    Better sleep with a sober cannibal than a drunken Christian.

    آدم بهتر است با آدمی خوار هوشیار بخوابد تا با مسیحی مست.

  • جدی

    adjective

    also a pleasing though sober kind of rank, when sustained by blood.

    این مقام جدی هم هنگامی که پشتوانه خویشاوندی داشت، خوشایند بود.

  • ترجمه های کمتر

    • عاقل
    • سنگین
    • آرام
    • ملایم
    • متین
    • سخت
    • nâštâ
    • بااحتياط
    • وزین
    • خردمند
    • معتدل
    • باوقار
    • هوشمند
    • محزون
    • صریح
    • (رنگ و لباس و غیره) محافظه کارانه (در برابر: جلف یا سبک)
    • (معمولا: up یا down) از مستی در آمدن یا در آوردن
    • اعتدال آمیز
    • بدون اغراق
    • به سرعقل آوردن یا آمدن
    • بی مبالغه
    • بی کم و کاست
    • عاقل کردن یا شدن
    • غیر افراطی
    • میانه رو
    • میانه رو در آشامیدن مشروب الکلی
    • هشیار (در برابر: مست drunk)
    • هشیار کردن یا شدن
    • هوشیار بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sober " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sober" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sober" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه