ترجمه "sobriety" به فارسی

متانت, اعتدال, وقار بهترین ترجمه های "sobriety" به فارسی هستند.

sobriety noun دستور زبان

The quality or state of being sober. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متانت

    whiteness of forehead, sobriety of manner and dress, the doctor could scarcely bring himself to think for a moment

    سپیدی پیشانی، و متانت رفتار و پوشاکش در این لحظه به دکتر اطمینان میداد

  • اعتدال

  • وقار

    to teach them to clothe themselves with shame facedness and sobriety,not with braided hair and costly apparel;

    به آنها یاد بدهم که خود را به لباس حیا و وقار ملبس کنند نه به لباسهای گران قیمت و موهای بافته شده.

  • ترجمه های کمتر

    • خشکی
    • عقل
    • دشواری وضع
    • میانه روی
    • هشیاری (در برابر: مستی drunkenness)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sobriety " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sobriety" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه