ترجمه "soften" به فارسی
(با: up) مقاومت (دشمن) را درهم کوبیدن, (بازار) بی ثبات شدن یا کردن, (قیمت) کم کردن یا شدن بهترین ترجمه های "soften" به فارسی هستند.
soften
verb
دستور زبان
(transitive) To make something soft or softer. [..]
-
(با: up) مقاومت (دشمن) را درهم کوبیدن
-
(بازار) بی ثبات شدن یا کردن
-
(قیمت) کم کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- از مخالفت (کسی) کاستن
- به رحم آوردن
- به عطوفت آوردن
- تعدیل کردن
- تلویحا گفتن
- زود آسیب کردن
- ضعیف کردن
- مقاومت (دشمن) را کم کردن
- ملایم کردن یا شدن
- مهربان کردن
- نازک نارنجی کردن
- نرم شدن
- نرم کردن یا شدن
- نسو کردن
- وا رفتن
- کم استقامت کردن
- کم طاقت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soften " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soften" با ترجمه به فارسی
-
رسوبزدایی
-
(ماده ی شیمیایی یا دستگاه پالایش خانگی که با آن آب پر املاح و ((سخت)) را گوارا می کنند) آب نرم کن · آب سبک ساز · آب پالا
-
(رختشویی) ماده ی نرم کننده ی پارچه (fabric softener هم می گویند) · رجوع شود به water softener · نرم کننده
-
وضوح و شفافیت
-
(عامیانه) جنون · (پزشکی) تباهی بافت های مغز · اختلال مشاعر
-
(رختشویی) ماده ی نرم کننده ی پارچه (fabric softener هم می گویند) · رجوع شود به water softener · نرم کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن