ترجمه "softener" به فارسی

(رختشویی) ماده ی نرم کننده ی پارچه (fabric softener هم می گویند), رجوع شود به water softener, نرم کننده بهترین ترجمه های "softener" به فارسی هستند.

softener noun دستور زبان

Agent noun of soften; one who softens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (رختشویی) ماده ی نرم کننده ی پارچه (fabric softener هم می گویند)

  • رجوع شود به water softener

  • نرم کننده

    noun

    His gentle, soothing words and smiles were as soothing and softening as almond oil.

    کلمات آرام و لبخندهایش چون روغن بادام تسکین دهنده و نرم کننده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " softener " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "softener" با ترجمه به فارسی

  • رسوبزدایی
  • (ماده ی شیمیایی یا دستگاه پالایش خانگی که با آن آب پر املاح و ((سخت)) را گوارا می کنند) آب نرم کن · آب سبک ساز · آب پالا
  • (با: up) مقاومت (دشمن) را درهم کوبیدن · (بازار) بی ثبات شدن یا کردن · (قیمت) کم کردن یا شدن · از مخالفت (کسی) کاستن · به رحم آوردن · به عطوفت آوردن · تعدیل کردن · تلویحا گفتن · زود آسیب کردن · ضعیف کردن · مقاومت (دشمن) را کم کردن · ملایم کردن یا شدن · مهربان کردن · نازک نارنجی کردن · نرم شدن · نرم کردن یا شدن · نسو کردن · وا رفتن · کم استقامت کردن · کم طاقت کردن
  • وضوح و شفافیت
  • (عامیانه) جنون · (پزشکی) تباهی بافت های مغز · اختلال مشاعر
  • (با: up) مقاومت (دشمن) را درهم کوبیدن · (بازار) بی ثبات شدن یا کردن · (قیمت) کم کردن یا شدن · از مخالفت (کسی) کاستن · به رحم آوردن · به عطوفت آوردن · تعدیل کردن · تلویحا گفتن · زود آسیب کردن · ضعیف کردن · مقاومت (دشمن) را کم کردن · ملایم کردن یا شدن · مهربان کردن · نازک نارنجی کردن · نرم شدن · نرم کردن یا شدن · نسو کردن · وا رفتن · کم استقامت کردن · کم طاقت کردن
  • (با: up) مقاومت (دشمن) را درهم کوبیدن · (بازار) بی ثبات شدن یا کردن · (قیمت) کم کردن یا شدن · از مخالفت (کسی) کاستن · به رحم آوردن · به عطوفت آوردن · تعدیل کردن · تلویحا گفتن · زود آسیب کردن · ضعیف کردن · مقاومت (دشمن) را کم کردن · ملایم کردن یا شدن · مهربان کردن · نازک نارنجی کردن · نرم شدن · نرم کردن یا شدن · نسو کردن · وا رفتن · کم استقامت کردن · کم طاقت کردن
اضافه کردن

ترجمه های "softener" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه